تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم

خرید بک لینک
منتشر شده از دنیای اقتصادشماره روزنامه:۵۶۸۴تاریخ چاپ:۱۴۰۱/۱۲/۱۰شماره خبر:۳۹۴۸۷۰۳شاهین کارخانهتروتسکی، نظریهپرداز مارکسیست، در سال۱۹۳۷ گفته بود: «جایی که تنها کارفرما دولت است، مخالفت به معنای مرگ از گرسنگی تدریجی است. این اصل قدیمی که کسی که کار نمیکند گرسنه خواهد ماند با اصل جدیدی جایگزین شده است که کسی که اطاعت نمیکند، گرسنه خواهد ماند.» در صد سال گذشته، هر گاه تلاشی برای ایجاد نظامی سوسیالیستی شکل گرفته و محدودیتهای قدرت دولت کمتر شده، نه تنها به عدالت اجتماعی بیشتر منتهی نشده بلکه راه برای ایجاد انواع جدیدی از استبداد، اقتدارگرایی و دولتهای تمامیتخواه هموار شده است. بنابراین تجربه بشری گواه میدهد که سوسیالیسم در نظریه و عمل، بالقوه توان ایجاد و استقرار حکومتهای توتالیتر را دارد.سوسیالیسم در واقع نماینده غرایز و عواطف و اخلاق جوامع ابتدایی است. اخلاقی که بهکار جوامع بسته و ابتدایی میآید، زیرا بقای این جوامع در گرو اطاعت از سر کرده یا پیشوا، اطاعت از قواعد از پیش تعیینشده، اولویت اهداف جمعی، کمک به دیگران و نزدیکان، دگرخواهی و همبستگی است. در این نوع جوامع، تکروی، فردگرایی و استقلال شخصی نه تنها با سرکوب فرد همراه است، بلکه به نابودی جمع یا گروه و حتی فرد منجر میشود. بشر در بخش بزرگی از تاریخ در این نوع جوامع زیسته است. اما در دوره جدید، برخلاف زندگی پیشامدرن، شرط زندگی در جامعه آزاد، پذیرش آزادی و مسوولیت، جایگزینی ضابطه به جای رابطه و مراوده و مبادله با انسانهای خارج از محدوده خانواده، قبیله و آشنایان است. بنابراین مهمترین اصول اخلاقی جوامع ابتدایی همبستگی، جمعگرایی، اهمیت اهداف جمعی و سرکوب تکروی بوده که اکنون به سوسیالیسم به ارث رسیده است. از این رهگذر تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم...

ما را در سایت تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:56

مروری بر مقاله «پوپولیسم دست راستی» نوشته مورای رتباردشاهین کارخانهمنتشر شده در اکوایرانپوپولیسم مفهوم پرمناقشهای است و اغلب بیش از آنکه مدلولی مثبت در اذهان ایجاد کند، مفهومی منفی از آن تعبیر میشود. در عرصه سیاسی هر گاه از پوپولیسم صحبت میشود معمولاً آن را مجموعهای از منش و روشهایی برای جلب آرای عمومی و حفظ هواداران یک حزب یا ایدئولوژی میدانند. برخی نیز آن را معادل عوام گرایی و حتی نخبه ستیزی تلقی میکنند. اما مورای رتبارد، اقتصاددان آزادیخواه، از منظری دیگر به پوپولیسم نگاه میکند.هر سیاستمداری مخصوصاً در دموکراسیهای متکی به صندوق رأی میخواهد حمایت «مردم» را جلب کند، و همۀ آنها میخواهند چیزی بگویند که تا حد ممکن شمار بیشتری از مردم آن را بفهمند و همه نسبت به افکار عمومی و حتی احساس «عامۀ مردم» حساس هستند. اما در میان متفکران و اندیشمندان چه؟ آیا اندیشمند پوپولیست یک عوام گرا است که به دنبال فریب تودههاست؟ مورای رتبارد، اقتصاددان آزادی خواه، از منظری دیگر به پوپولیسم نگاه میکند. پایه اندیشه طرفداران اقتصاد آزاد رقابتی، اعتقاد به حقوق و آزادیهای فردی، احترام به مالکیت خصوصی، مبادله داوطلبانه، نظام سیاسی مبتنی بر حکومت قانون و مخالفت با انحصار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. اقتصاددانان آزادی خواه هر انسان را یک مرکز آگاهی و تصمیمگیری مستقل میدانند.مورای رتبارد به پیروی از فردریش فون هایک –اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1974- معتقد است اندیشمند باید بتواند اندیشه را به میان مردم ببرد. هایک در کتاب «خصوصی سازی پول» مینویسد: «من قویاً احساس میکنم وظیفه اصلی یک نظریهپرداز اقتصادی یا فیلسوف سیاسی کار کردن بر روی عقیده عموم مردم است تا امکانناپذیر س تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم...

ما را در سایت تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:56

نظریهپردازانی که به اعمال اقتدار دولت برای رشد و توسعه اقتصادی اعتقاد دارند کم نیستند. هم در میان راستگرایان و هم در میان چپگرایان بی شمار اندیشمند و سیاستگذار بوده و هستند که اعمال اقتدار و توان دولت را برای توسعه اقتصادی یا رفع مشکلات اقتصادی (مانند تورم و بیکاری) مجاز میدانند. معمولا ادعا میشود که وجود قدرت مرکزی برای تنظیم گری و بهبود کارکرد اقتصاد لازم است. اقتصاددانان جریان اصلی مداخله دولت را در مواردی که شکست بازار مینامند، موجه و مجاز میدانند و برای دولت نقش مالیاتستانی و یارانهپردازی قائل هستند. طرفداران عدالت اجتماعی نیز معتقدند یکی از وظایف دولت تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی و ایجاد عدالت اجتماعی است. حتی برخی از طرفداران بازار و تجارت آزاد نیز معتقدند برای تضمین جریان کارآمد و آزاد کالا مداخله و اقتدار دولت نیاز است. آنها میگویند که این امر رشد اقتصادی را تا حد زیادی تسریع خواهد کرد. با این حال، شواهد تاریخی نشان میدهد که تمرکز قدرت و وحدت سیاسی در درازمدت عاملی برای رشد اقتصادی یا نوآوری نیست. در واقع، تجربه اروپا نشان میدهد که برعکس است.هزار سال پیش، اروپاییان فقیر بودند و در عوض، چین و جهان اسلام به نسبت ثروتمندتر بودند. سوال این است که چرا اروپا به ثروتمندترین و پیشرفتهترین تمدن جهان تبدیل شد؟پیشرفت اروپا در قرنهای اخیر را برخی معجزه اروپایی نامیدند و برخی نیز آن را واگرایی بزرگ و برخی دیگر فکت بزرگ نامگذاری کردند. در دو قرن اخیر مورخان و اندیشمندان درباره منشأ این معجزه اروپایی بحث کردهاند. رالف رایکو، اقتصاددان فقید و استاد پیشین تاریخ اروپا در کالج ایالتی بوفالو که دانشآموخته دانشگاه شیکاگو و شاگرد فردریک فون هایک بود، میگوید: «این معجزه یک تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم...

ما را در سایت تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:56

صفحه بندی